1396/09/01 16:19


92756
تاریخ انتشار: 1395/12/19 15:56
یادداشت:
بیش از سی و اندی سال از انقلاب گذشته و مسجدسلیمان همچنان در وانفسای خود غرق است و منتظر کمک مسئولینی است که در بهای فروش نفت او بر تخت ریاست تکیه زده اند.

 

ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮﻡ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ می فرماید :

ﺍِﺗَّﻘﻮﺍ ﺩَﻋْﻮَﺓَ ﺍﻟْﻤَﻈْﻠﻮﻡِ ﻭ َﺇﻥْ ﻛﺎﻥَ ﻛﺎﻓِﺮﺍ ﻓَﺈِﻧَّﻬﺎ ﻟَﻴْﺲَ ﺩﻭﻧَﻬﺎ ﺣِﺠﺎﺏٌ؛

《ﺍﺯ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺑﺘﺮﺳﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﭘﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﺎﻧﻌﻰ ﻧﻴﺴﺖ》

 

 مسجدسلیمان شهری در استان خوزستان و120کیلومتری اهواز قرار دارد اگر بخواهیم اطلاعات دقیقی از این شهرستان داشته باشیم کافیست کلمات همچون (Mis؛ نفت ؛اولین ها؛ را جستجو کنیم سرنخ جستجوی این کلمات همگی به مسجدسلیمان می رسد شهری که در زمان های قدیم نامی پرآوازه  داشت.

 

نفت که از درآمدهای اصلی کشور عزیزمان بحساب می آید از مولفه های اصلی شهرستان مسجدسلیمان  می باشد, اولین چاه نفتی خاورمیانه توسط مهندسان انگلیسی در این شهرستان در  سال1287 خورشیدی در منطقه نمره یک  به نفت رسید و مسجدسلیمان نخستین شهر نفتی خاورمیانه لقب گرفت و این اول ماجرای بدبختی و سیاه روزی مسجدسلیمان بود.

 

فرهنگ مصرف گرایی  وزارت نفت باعث شده تاکنون شهرهای نفتخیز همچون مسجدسلیمان روز به روز عقب تر بروند تا آنجا که مردم این شهرها آرزومند و در حسرت اند که  به عقب برگردیم تا فرهنگ و رفاه و عمران را بدست بیاوریم.شهرهایی که نفت در دلشان زاده شد و استخراج شد و فرزندانش با وسایل و شیر آلات نفت بزرگ شده و همبازی شدند.

 

آیا این سرنوشت سیاه نفت بود که بر سر این شهرها آمده یا بی قیدی مسئولین ؟ آیا شرکت ملی نفت ایران و وزیر محترم نفت و ریاست مناطق نفتخیز جنوب که خود بومی این منطقه است وضعیت اسفبار این شهر که موطن خود اوست را نمی بیند؟ یا نرمی ریاست بر زجر مردمان و هموطنانش ارجح تر است؟

 

مسجدسلیمانی که در میان شهرهای دیگر سری در سرها داشت و از امکاناتی اعم از فرودگاه ؛قطار؛بیمارستانهای مجهز و.......که شاید آرزوی خیلی از شهرهای بزرگ بود برخودار بود و برخی معضلات همچون بیکاری و فقر برای پدرانمان بی معنی بود با گذشت زمان وپیشرفت شهرهای هجموار و دگر شهرها انتظار میرفت این شهرهم نسبت به موقعیت خود پیشرفت نماید ولی عکس آن اتفاق افتاد بطوری که امکانات اولیه رفاهی همچون بحث آموزش,بهداشت و درمان  آرزوی مسجدسلیمانی ها شد و بدنبال آن سیل مهاجرتها به راه افتاد، شاید همه ما  اتفاق تلخ از دست دادن همشهریانمان را بیاد داریم که در بیمارستانها و درمانگاه های مسجدسلیمان مظلوم بعلت کمبود امکانات جلوی چشمانمان پرپر می شوند.

 

آیا گذشتگان ما هرگز گمان می کردند روزی شهرشان به این سرانجام شوم برسد که جوانانش برای امرار معاش و زندگی به شهرهای بزرگ بکوچند؟ جاده هایش روزانه جان فرزندانش را بگیرد، هر ساله هزاران نفر نیروی جوان از مسجدسلیمان  به سوی شهرهای بزرگ رهسپار شوند؟ بیمارانش دوساعت بعد به اهواز برسند، بیمارستانهایش فاقد پزشک و امکانات باشند، نه سینمایی و نه امکانات تفریحی.

 

بیش از سی و اندی سال از انقلاب گذشته و مسجدسلیمان همچنان در وانفسای خود غرق است و منتظر کمک مسئولینی است که در بهای فروش نفت او بر تخت ریاست تکیه زده اند.

 

آنچه آنان را نگه داشته است و بر کرسی ریاست نشانده ساده دلی و تواضع این مردم است، دریغ است اینچنین ناتوان باشید و بی اراده نتوانید توفیقی حاصل کنید.

 

نزدیک چهارمین دهه از انقلاب می شویم اما هنوز مسجدسلیمان سنگ بیای عمرانی را ندیده است و هر بار مسئولین می آیند با وعده و وعیدهایشان دلربایی می کنند.

 

شاید به ضرس قاطع می توان گفت مسئولین این چهار دهه انقلاب در خوزستان در خواب بودند یا در پناه حرف هایی که جز حرف و صوت چیزی نبود.

 

.ولی بحث الان  امکانات نیست بحث پژمرده شدن جوانان این شهرستان است اگر مسئولین امر شبانگاه برای تفریح هم که شده از کنار پارک های این شهر عبور کنند مشاهده خواهند کرد که جوانان این شهر بعلت نبود اشتغال به سمت قلیان روی آورده اند و قلیان همدم درد بیکاری آنها شده است وصبح از شرم وخجالت جرات برداشتن پتو از روی خود را ندارند,با چند تن از آنها که صحبت می کردم همگی می گفتند آیاسهم ما از شهرمان و چاه های نفتی و هزاران بشکه نفت  این قلیان و بیکاری است ؟!! سوال اکثر آنها این است آیا من جوان با مدرک لیسانس و فوق لیسانس لیاقت آبدارچی شدن هم ندارم که آبدارچی های برخی از ادارات و شرکت های مسجدسلیمان هم غیربومی هستند؟

افشین خدری